ميرزا محمد حيدر دوغلات
254
تاريخ رشيدى ( فارسي )
هر چه صلاح دانيد « 1 » اعلام فرماييد « 2 » كه از آن تجاوز نخواهد رفت . چون پشت استظهار ايالت من به قوت شما مستظهر است ، تأكيد و تأكيد « 3 » اين امر را به سلطانيم بيگم « 4 » كه دختر سلطان احمد ميرزاست و پادشاه زاده من است قبول فرمايند ، استظهار و اعتقاد جانبين را لايق تواند بود . از اين ترّهات برخى فرو راند « 5 » و اين نسبت را به هر چه در وسع وقت مىگنجد سامان نموده مقرر داشت . و ويرانى تاشكند و اوراتپه غالبا در فصل سرطان 29 بود كه حدوث اين امور مذكور ، اواخر ميزان 30 شده باشد . و در خلال اين احوال خبر تاخت شاهى بيگ خان رسيد . جمعيت خسرو شاه متفرق شد . هر كس كه قلعهء « 6 » داشت متحصن شد و هر كس كه نداشت در كوه و دره و بيغولهها گريختند . ديگر كسى « 7 » از كسى « 8 » خبر نيافت . چون جمعيت خسرو شاه پريشان [ شد ] « 9 » پدرم نيز به طرف قابرتكين « 10 » كه كوهستان محكم است « 11 » فرار نمود و آن كوهستان زمستانى دارد كه زمستان شلائين 31 ، بارندگى او شلائينتر « 12 » . به مجرد وصول در قابرتكين « 13 » باريدن گرفت . هوا يك ماه نگشاد ، بر [ ف ] دوازده وجب « 14 » بالا گرفت . هر كس به خانه و دره كه نزول فرموده بود ديگر مجال نقل و تحويل نداشت . و از آمدن ( 100 ر ) شاهى بيگ خان را داعيه گرفتن خسرو شاه نبود « 15 » ، مىخواست كه امتحان كند كه خسرو شاه با وى مجال مقاومت دارد يا نى . در آن آمدن متعرض او چندان نشده و آنچه از اولجه و غنايم به دست او افتاد گرگ رباى كرده و بدر رفت . دانست كه بار ديگر كه مىآيد چون مگس از بالاى خان ، به اشارتى يك بار متفرقه خواهند شد . آن زمستان مىخواست تا خراسانيان را نيز امتحان نمايد ، همين مال را گرفته به سر بلخ رفت . حاكم بلخ كه سلطان قولنجاق نام داشت از قبل بديع الزمان ميرزا ابن سلطان
--> ( 1 ) . نت : دارند . ( 2 ) . نت : فرمايند . ( 3 ) . نت : تأكيد فرمايند . ( 4 ) . نت : بيگ . ( 5 ) . نت : برجى خود راند . ( 6 ) . نت : قلع . ( 7 ) . نت : كس . ( 8 ) . نت : كس . ( 9 ) . نب : - شد . ( 10 ) . نت : قابركين / نگ : قراتكين . ( 11 ) . نت : محكمت . ( 12 ) . نت : باراندگى او شلائين باراندگىتر . ( 13 ) . نت : كابرتكين . ( 14 ) . نت : وجه . ( 15 ) . نت : نبوده .